شاخص کلیدی عملکرد در دیجیتال مارکتینگ یکی از ارکان‌های اصلی در دنیای مارکتینگ است که بدون محاسبه آنها بازده‌ای که به دست می‌آورید کاملا پوچ و بی معنا می‌شود. البته نمی‌توان گفت که این شاخص فقط در دنیای مارکتینگ کاربرد دارد بلکه شما برای محاسبه و اندازه گیری هر چیزی نیاز به نعریف کردن KPI دارید، حتی اگر بخواهید یک خودکار بفروشید!

هر کسب و کاری برای ارزیابی فعالیت‌های سازمانی خود و برای اینکه بداند در مسیر درستی گام برداشته است یا خیر، نیاز به بررسی عملکرد خود در دوره‌های متفاوت زمانی دارد. از این طریق است که می‌تواند متوجه شود تا چه اندازه در کارهای خود موفق بوده، کجاها شکست خورده و برای بهبود کسب و کار خود روی چه زمینه‌هایی باید کار کند. مفهومی که به صورت تخصصی در دنیای کسب و کارها از آن به عنوان KPI یا شاخص کلیدی عملکرد یاد می کنیم  و می‌توانیم از طریق آن به ارزیابی استراتژی سازمانی خود بپردازیم.

در این مقاله به طور اختصاصی می‌خواهیم به سراغ بررسی KPIهای دنیای دیجیتال مارکتینگ برویم و ببینیم برای ارزیابی عملکرد سازمان‌مان در حوزه دیجیتال مارکتینگ باید چه مواردی را بررسی و آنالیز کنیم. چطور می‌توانیم بهترین و درست‌ترین انتخاب را در زمینه شاخص‌های کلیدی عملکرد در دنیای دیجیتال مارکتینگ داشته باشیم و با تعدادی از مهم‌ترین KPIهای این حوزه بیشتر آشنا شویم. همراه‌مان بمانید.

 

 

 

شاخص کلیدی عملکرد (KPI) چیست؟

نخستین مساله‌ای که در این مقاله باید به آن بپردازیم، تعریف شاخص کلیدی عملکرد یا KPI (Key Performance Indicator) است. اصطلاح KPI دیجیتال مارکتینگ به معیارها و استاندارهای خاصی اشاره دارد که می‌توان از آنها برای اندازه‌گیری عملکردهای اساسی کسب و کار استفاده کرد. شاخص‌های کلیدی عملکرد معمولا شامل اعدادی می‌شوند که به یک حوزه خاص در کسب و کار مانند ساختارهای مالی، بهره‌وری یا رفتار مشتری اشاره دارند.

به شکلی ساده‌تر و دقیق‌تر این طور می‌توان گفت که KPI مقداری قابل اندازه‌گیری است که دیجیتال مارکترها با استفاده از آن به ارزیابی موفقیت اهداف کلیدی بازاریابی خود در کانال‌های مختلف بازاریابی می‌پردازند.

 

اگر بتوانید KPI هایتان را به شکلی صحیح تنظیم کنید، می‌توانید دید درستی درباره استراتژی‌های آینده کسب و کارتان به دست بیاورید. بنابراین بهتر است شاخص‌ها را به گونه‌ای تنظیم کنید که بتوانند به بهترین شکل عملکرد فعالیت‌های شما را از آغاز تا انتها، ارزیابی کنند.

 

شما ابتدا باید مشخص کنید کدام بخش از کسب و کار یا اهداف انتخابی‌تان نیاز به بررسی و آنالیز دارد. سپس بر اساس این اهداف، شاخص‌هایی را انتخاب کنید که می‌توانند به بهترین شکل عملکردتان را مورد ارزیابی قرار دهند و اطلاعات مفیدی در اختیارتان بگذارند. در نهایت نیز با استفاده از این اطلاعات، می‌توانید برای بهبود این شاخص‌ها اقدام کنید.

 

چطور KPI دیجیتال مارکتینگ را درست انتخاب کنیم

در دنیای دیجیتال مارکتینگ KPI های زیادی برای ارزیابی عملکرد یک کسب و کار وجود دارد اما باید این نکته را به خاطر داشت که نیازی نیست هر کسب و کاری از تمام این KPI ها استفاده کند. اگر شما به تازگی می‌خواهید وارد این حوزه بشوید کافی است در ابتدای کار با چند معیار اصلی شروع کنید؛ معیارهایی که می‌دانید می‌توانند به خوبی به ارزیابی کسب و کار شما بپردازند و دید خوبی از آنچه در حوزه کاری شما می‌گذرد، به شما بدهند.

پس از انتخاب معیارها ببینید که آیا ابزاری برای تجزیه و تحلیل آنها در دنیای دیجیتال وجود دارد یا اینکه خودتان باید به صورت دستی این معیارها را بررسی و آنالیز کنید. در نهایت نیز مطمئن شوید KPI های انتخابی شما با تمرکز بر مشتریان و کسب و کارتان انتخاب شده است، نه فقط برای اینکه بخواهید بدانید این شاخص چه عددی به شما می‌دهد. متاسفانه بسیاری از شرکت‌ها تنها به دلیل اینکه یک شاخص در دنیای دیجیتال مارکتینگ رایج است، به دنبال اندازه‌گیری و ارزیابی آن هستند، نه به خاطر اینکه آیا شاخص مورد نظر اطلاعات مفیدی درباره کسب و کارشان به آنها می‌دهد یا خیر؟

 یک KPI خوب و درست KPI است که به بررسی استراتژی های کسب و کار و شناخت مشتری بپردازد، نه اینکه چون کلیشه صنعت دیجیتال مارکتینگ است، مورد ارزیابی قرار بگیرد.

 

چطور KPI دیجیتال مارکتینگ را درست انتخاب کنیم

 

شاخص‌های پوچ

گاهی اوقات در تعیین KPI ها شاخص‌هایی را انتخاب می‌کنیم که واقعا برای کسب و کارمان اهمیت و ارزشی ندارند، که از این شاخص‌ها به عنوان شاخص‌های پوچ نام برده می‌شود. این شاخص‌ها چیز زیادی درباره کسب و کارتان به شما نمی‌گویند و نمی‌توانند به شما در تصمیم‌گیری‌ها برای رسیدن به اهدافتان کمک کنند. بهترین کار برای جلوگیری از انتخاب این نوع شاخص‌ها این است که به دنبال معیارهایی باشید که بتوانند درباره تجربه‌ای که مشتری از کسب و کارتان به دست می آورد، اطلاعات مفیدی به شما بدهند.

نرخ تبدیل

نرخ‌های تبدیل برای تنظیم فعالیت‌های استراتژی فروش برای تولید لید کلیدی هستند و می‌توانید از آنها در کنار شاخص‌های دیگری مانند لیدها و نرخ فروش استفاده کنید. البته نرخ تبدیل‌های ویژه‌تری نیز مانند نرخ تبدیل کلمه‌های کلیدی برای ردیابی و ارزیابی وجود دارد.

درآمد

همه می‌دانند که شاخص‌های درآمدی کلیدی هستند اما شما باید درباره جزئیات درآمد خود نیز اطلاعاتی به دست بیاورید تا این اطلاعات برای شما مفید و قابل استفاده باشد. بنابراین باید به سراغ جزئیاتی مانند طول اشتراک، ارزش متوسط سفارش، ارزش طول عمر، هزینه جذب مشتری، نرخ ماندگاری مشتری و غیره بروید تا به نتیجه مطلوب برسید.

مشتریان

آیا بیشتر ترافیکی که در وبسایت شما وجود دارد پولی است یا ارگانیک؟ چه شبکه‌های اجتماعی یا فعالیت‌های بازاریابی بیشترین تاثیر را در تولید لید داشته‌اند؟ در چه مرحله‌ای از قیف فروش متوجه تغییرات در اعداد شده‌اید؟ بهتر است در فعالیت‌های دیجیتال مارکتینگ خود به دنبال این باشید که مشتری شما در حال انجام چه کاری است (یا چه کاری نیست) و سپس بر اساس این دانش به سراغ خلاهای خود بروید تا تجربه بهتری برای آنها رقم بزنید.

 

تعیین اهداف KPI به چه صورت باید باشد

گاهی اوقات برای اینکه بدانیم چطور انتخاب کنیم و چطور انتخاب درستی داشته باشیم، نیاز است سوال‌هایی از خود بپرسیم تا با بررسی پاسخ این سوال‌ها بهترین تصمیم را بگیریم. در انتخاب KPI نیز می‌توانید از این روش استفاده کنید و با پاسخ به سوال‌های زیر به این نتیجه برسید که در نهایت می‌خواهید از چه شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری عملکرد کسب و کارتان استفاده کنید.

تعیین اهداف KPI

 

 

  •  چگونه شاخصی که انتخاب کرده‌اید با هدفی که برای کسب و کارتان دارید، در ارتباط است؟ (مطمئن شوید برای هر هدف یک معیار در نظر گرفته‌اید.)
  •  دقیقا می‌خواهیم چه چیزی را اندازه‌گیری کنیم؟
  •  این شاخص با چه فاکتورهای دیگری ممکن است در ارتباط باشد؟
  •  لازم است هر چند وقت یک بار درباره این شاخص گزارش دریافت کنم؟
  • چه کسی مسئول اجرای کمپینی خواهد بود که قرار است با استفاده از این شاخص به ارزیابی آن بپردازیم؟

تمام کاری که با KPI ها می‌توان انجام داد این است که عملکرد کوتاه مدت و بلند مدت خود را با آن بسنجید و ارزیابی کنید. اما به طور کلی ارزش این اعداد در این است که به شما و دیگران بگوید الآن در چه مرحله‌ای قرار دارید و قرار است به کجا برسید. به عبارت دیگر اهداف تعیین شده از سمت شماست که می‌تواند چیزهای زیادی درباره استراتژی کسب و کارتان بگوید.  

 

KPI دیجیتال مارکتینگ را هوشمند (SMART) کنید

KPI ها و اهداف به صورت کلی باید طوری تعیین شوند که تمام افراد گروه آن را بفهمند و بتوانند با آن کار کنند. به طور کلی افراد می‌توانند برای چیزهای مختلف از مسائل ساده و پیش پاافتاده گرفته تا مسائل پیچیده، تفاسیر مختلفی داشته باشند، به همین دلیل بهتر است KPI های دیجیتال مارکتینگ به صورتی تعریف شوند که تمام افراد متوجه آن شوند. یکی از روش‌های خوبی که برای انجام این کار وجود دارد تعریف اهداف یا KPI ها به صورت SMART است.  

SMART اصطلاحی در دنیای بازاریابی و مدیریت است که به حروف ابتدایی پنح حرف زیر اشاره دارد و به عنوان یکی از بهترین شیوه‌ها برای تعیین اهداف شناخته می‌شود.

  • Specific یا دقیق و مشخص
  • Measurable یا قابل اندازه‌گیری
  • Achievable یا دست یافتنی
  • Relevent یا واقع گرایانه و مرتبط
  • Time-Bound یا در محدوده زمانی مشخص

اگر هدف یا معیاری تمام این فاکتورها را در اختیار داشته باشد، می‌توان گفت که آن هدف و معیار استاندارد و اسمارت است و می‌تواند در تصمیم‌گیری ها و ارزیابی‌ها به ما کمک کند. مهمترین مساله‌ای که باید در نظر داشته باشید این است که دیگر گروه‌های درگیر در تیم و سازمان شما، KPI ها را دقیقا آن طور که شما می‌بینید و می‌خواهید، نمی‌بینند و متوجه نمی‌شوند، بنابراین باید به ساده‌ترین و واضح‌ترین شکل ممکن آنها را تعیین کنید. 

 

به عنوان مثال فکر کنید در جلسه‌ای به تیم خود چنین چنین جمله‌ای می‌گویید: «می‌خواهم نرخ تبدیل دو برابر شود». این عبارت ممکن است برای افراد مختلف، معانی متفاوتی داشته باشد. حالا عبارت «می‌خواهم تا پایان سال یک افزایش صد در صدی در نرخ تبدیلی YoY داشته باشیم.» را در نظر بگیرید، می‌بینیم که این جمله تا چه اندازه جلوی تفسیرهای متفاوت و سردرگمی ها را می‌گیرد.

 

با تعیین اهداف KPI به شکل اسمارت می‌توانید جلوی بسیاری از تفسیرهای اشتباه بگیرید و در زمان و بودجه صرفه‌جویی کنید.

 

دسته‌بندی‌های اصلی KPI دیجیتال مارکتینگ

ابزارهای مختلف بازاریابی و داشبوردی که از کسب و کارتان می‌سازید، می‌تواند دیدی جامع درباره عملکرد کسب و کارتان به شما بدهد. از طریق مرور و بررسی این ابزارها و داشبورد این امکان را دارید که ماهانه به بررسی نتایج کسب و کار خود بپردازید و برای بهبود عملکردتان تصمیم‌گیری‌های درستی داشته باشید.

برای رسیدن به این منظور، باید بتوانید عملکرد بخش‌های اساسی مانند تولید لید، شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات و استراتژی‌های سئو را را زیر نظر داشته باشید و به طور مداوم شاخص کلیدی عملکرد دیجیتال مارکتینگ در هر بخش را بررسی و ارزیابی کنید.

 

دسته‌بندی‌های اصلی KPI دیجیتال مارکتینگ

 

شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPI دیجیتال مارکتینگ را می‌توان در ۵ بخش عمده دسته‌بندی کرد:  

  1. تولید لید (لید جنریشن)
  2. شاخص‌های مربوط به وبسایت و ترافیک وبسایت
  3. بهبود سئو
  4. تبلیغات پولی
  5. ردیابی شبکه های اجتماعی

در ادامه همراه بمانید تا به بررسی تعدادی از مهم‌ترین KPI های زیرمجموعه این بخش‌ها بپردازیم و با مفهوم هر کدام از آنها آشنا شویم.

 

مهم‌ترین KPI های دیجیتال مارکتینگ

تا به اینجا از اهمیت KPI و چگونگی انتخاب بهترین شاخص کلیدی عملکرد گفتیم، اکنون بهتر است به سراغ تعدادی از مهمترین KPI ها در دنیای دیجیتال مارکتینگ برویم و ببینیم کدام یک از این متغیرها می‌تواند برای کسب و کار شما مفید باشد؟

تولید لید (Lead Generation)

برای ارزیابی این موضوع که آیا تاکتیک‌های تولید لیدی که دنبال می‌کنید، اثربخش هستند یا خیر، باید به بررسی مقرون به صرفه بودن کانال‌های تولید لید و جذب مشتری بپردازید.

۱- لیدهای جدید ماهانه / پراسپکت

از این معیار پرکاربرد، برای نشان دادن تعداد لیدهای جدیدی که در ماه گذشته ایجاد شده است، استفاده می‌شود. یک لید جدید (پراسپکت | Prospect) به عنوان مثال کاربری است که در دوره رایگان استفاده از خدمات سایت شما ثبت نام کرده یا فردی است که اکانتی جدید در وبسایت شما می‌سازد.

۲- لیدهای باکیفیت در هر ماه

بررسی تعداد لیدهای باکیفیت به شما نشان می‌دهد آیا کمپین‌های بازاریابی که اجرا کرده‌اید، توانسته است توجه لیدهای هدف شما را به سوی شما جلب کند یا اینکه تنها ترافیک سایت شما با حضور کاربرانی که مدنظرتان نیست بالا رفته است.

۳- هزینه به ازای تولید هر لید  (Cost Per Lead)

هزینه به ازای تولید هر لید (CPL) نشان می‌دهد که هزینه جذب هر پراسپکت جدید چقدر بوده است. این معیار در کنار شاخص هزینه هر تبدیل، به شما این امکان را می‌دهد تا سودآوری فعالیت‌های متفاوت بازاریابی خود را اندازه‌گیری کنید.

۴- هزینه هر تبدیل (Customer Acquisition Cost)

این KPI دیجیتال مارکتینگ نشان می‌دهد هزینه جذب لیدهایی که به مشتری پرداخت کننده تبدیل شده‌اند، چقدر است. در حالی که یک کمپین بازاریابی می‌تواند صدها لید تولید کند اما اغلب 2 درصد آنها تبدیل به مشتری می‌شوند. اگر هزینه هر تبدیل کمتر از ارزش طول عمر مشتری باشد، استراتژی دیجیتال مارتینگ شما به جای سودآوری در حال اتلاف منابع است. 

۵- زمان میانگین تبدیل

با بررسی زمانی که طول می‌کشد لیدها به مشتریان پرداخت کننده تبدیل شوند، می‌توانید به اثربخش بودن فرایند فروش خود پی ببرید. اگر این زمان میانگین تبدیل بسیار طولانی شد، پراسپکت‌های شما ممکن است علاقه خود به خدمات یا محصولاتتان را از دست بدهند و در نهایت به سراغ رقبایتان بروند. 

۶- نرخ ماندگاری (Customer Retention)

این KPI بازاریابی تعداد مشتریانی را نشان می‌دهد که به طور مداوم در یک بازه زمانی گسترده از شما خرید می‌کنند. با بررسی میزان نرخ ماندگاری می‌توانید متوجه شوید مشتریانتان تا چه اندازه با کسب و کار شما اینگیجمنت (تعامل) دارد. 

 

نرخ ماندگاری

 

۷- نرخ ریزش مشتری (Customer Churn)

این شاخص که از آن به عنوان نرخ چرخش (Circle Rate) نیز یاد می‌شود، نشان می‌دهد که چه درصدی از مشتریانتان دیگر از خدمات و محصولات شما استفاده نمی‌کنند. افزایش نرخ چرخش ممکن است نشانه‌ای از تجربه کاربری ضعیف یا عملکردهای ضعیف خدماتی باشد.

۸- امتیاز خالص ترویج (Net Promoter Score)

چقدر احتمال دارد که یک مشتری خدمات و محصولات شما را به دوستان خود پیشنهاد بدهد؟ سه سطح برای مشخص کردن میزان حمایت مشتری وجود دارد: ترویج دهند‌ها، منفعل‌ها، کاهنده‌ها. با استفاده از این KPI می توانید متوجه شوید تا چه اندازه مشتریان شما در حال ترویج کسب و کار شما هستند.  

۹- ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value)

این KPI به این سوال پاسخ می‌دهد که از هر مشتری چقدر می‌توانیم درآمد داشته باشیم؟ هر اندازه بتوانید مشتری را بیشتر حفظ کنید، می‌توانید ارزش طول عمر مشتری بیشتری بسازید و در طولانی مدت درآمد بیشتری از او به دست بیاورید.

 

وبسایت و ترافیک

۱۰- ترافیک ماهانه وبسایت

در بررسی وبسایت خود علاوه بر ترافیک کلی، عدد بازدیدکننده‌های صفحات مختلف سایت مانند بلاگ، صفحه اصلی، لندینگ پیج ها و غیره را نیز بررسی کنید. با استفاده از این اعداد می‌توانید به ارزیابی عملکرد بخشی‌هایی از سایت بپردازید که نرخ تبدیل بالایی دارند و از موفقیت‌ آنها برای بهبود دیگر صفحات سایت استفاده کنید.

۱۱- بازگشتی‌ها در برابر بازدید کننده‌های جدید

با اندازه‌گیری درصد بازدیدکننده‌هایی که دوباره به وبسایت شما بازگشته‌اند، می‌توانید ببینید چند درصد مخاطبانتان به سایت شما علاقه نشان می‌دهند. به عنوان مثال، نرخ بازگشت کم به یک صفحه بلاگ نشان دهنده آن است که محتوای تولیدی شما در این صفحه به اندازه کافی برای مردم جذاب نیست که بخواهند به این صفحه بازگردند.

۱۲-  بازدید از هر کانال

توجه به منابعی که ترافیک ورودی شما از آنجا تامین می‌شود، می‌تواند به شما کمک کند تا کانال‌های بازاریابی سودمندتری را برای کسب و کارتان انتخاب کنید.

۱۳- میانگین زمان ماندن در صفحه

این شاخص برای ارزیابی ترافیکی که از طریق جست‌وجوی ارگانیک وارد سایت می‌شود اهمیت زیادی دارد، چرا که یکی از معیارهایی است که گوگل بر اساس آن رتبه‌بندی صفحات نتایج را انجام می‌دهد. هر چه میزان میانگین زمان ماندن در یک صفحه سایت شما بیشتر باشد، احتمال اینکه در صفحه نتایج در رتبه های بالاتری نمایش داده شوید و بازدیدکننده‌ها را تبدیل به لید کنید، بیشتر می‌شود.

۱۴- نرخ تبدیل وبسایت

یک صفحه ممکن است هزاران بار توسط بازدید کننده‌ها و مخاطبان دیده شود اما در نهایت اگر این بازدیدها تبدیل به لید یا مشتری نشود، نمی‌تواند جوابگوی هزینه‌هایی شود که برای گرفتن ترافیک ورودی انجام داده‌اید.

۱۵- نرخ کلیک در صفحات وبسایت

این نرخ نشان دهنده این است که کال تو اکشن‌هایی که شما در صفحات مختلف وبسایت خود قرار داده‌اید تا چه اندازه موفق عمل کرده و منجر به گرفتن کلیک از کاربر شده است. 

«نرخ تبدیل برای محتواهای کال تو اکشن (اقدام به عمل)» و «تعداد صفحات بازدید شده در هر بازدید» از دیگر شاخص‌های KPI در دسته‌بندی ترافیک وبسایت محسوب می‌شوند.

 

سئو

ترافیک ارگانیکی که از طریق موتورهای جست‌وجو به دست می‌آید، یکی از مهم‌ترین و پربازده‌ترین کانال‌‌های لید برای دیجیتال مارکترها محسوب می‌شود. معیارهای سئو به طور عمده روی ترافیک ارگانیک و جذب لیدهای هدف تمرکز دارد.

۱۶- لینک‌های ورودی به یک وبسایت

این شاخص تنها لینک‌های باکیفیتی که از صفحات با رتبه‌های بالا وارد سایت شما می‌شوند را اندازه‌گیری می‌کند. تعداد لینک‌های ورودی به شما نشان می‌دهد که تا چه میزان محتوای تولیدی توسط شما در دیگر سایت‌ها به اشتراک گذاشته شده است. همین طور این عدد به شما نشان می‌دهد که آیا در صنعتی که در آن فعال هستید، به عنوان متخصص شناخته می‌شوید یا خیر.

۱۷-  ترافیکی که از موتورهای جست‌وجو می‌آید

این شاخص سئو تعداد بازدیدهای ماهانه یک وبسایت را که از موتورهای جست‌و‌جویی مانند گوگل، بینگ و یاهو به دست می‌آید، نشان می‌دهد.

۱۸- اعتبار صفحه

اعتبار صفحه بالا به محتوا و لندینگ پیج‌های شما کمک می‌کند تا در صفحه نتایج جست‌وجو عملکرد خوبی داشته باشند. می‌توانید رتبه اعتبار صفحه خود را با استفاده از ابزارهای سئو مختلفی مانند ماز و SEMRus بررسی کنید.

۱۹- رتبه در صفحه نتایج گوگل

گوگل با استفاده از الگوریتم‌های مختلف، رتبه یک وبسایت در صفحه‌های نتایج را تعیین می‌کند.  

 

رتبه در صفحه نتایج گوگل

 

۲۰- کلمات کلیدی موجود در بین ۱۰ نتیجه برتر صفحات موتور جست‌وجو

وقتی که مردم در گوگل یک کلمه کلیدی را جست‌وجو می‌کنند، خیلی بعید است که به سراغ نتایجی که در صفحه دوم نمایش داده می‌شود بروند. در حقیقت، اگر رتبه 1 نرخ کلیک 32 درصدی داشته باشد، رتبه 11 نرخ کلیک 1.0 درصد دارد.

۲۱- نرخ تبدیل هر کلمه کلیدی

اگر بتوانید کلمه کلیدی پیدا کنید که تعداد زیادی مشتریان پرداخت کننده را به سمت شما جذب کند، می‌توانید بگویید که به معدن طلا دسترسی پیدا کرده‌اید.

۲۲- حجم ترافیک به دست آمده از محتوای ویدیویی

با تبدیل شدن ویدیو به یکی از محتواهای پرکاربرد در دنیای دیجیتال مارکتینگ، باید از این نوع محتوا در استراتژی سئو خود استفاده کنید. تحقیقات نشان می‌دهد ویدیوها 50 برابر بیشتر از دیگر انواع محتواها برای رسیدن به صفحه اول شانس دارند.

«ترافیک به دست آمده از جستجوهای ارگانیک»، «لیدهای جدید به دست آمده از جست‌وجوهای ارگانیک»، «افزایش رتبه کلمه‌های کلیدی»، «تعداد کلمه کلیدی‌های منحصربه‌فردی که ترافیک را به سمت سایت شما هدایت می‌کنند»، از دیگر شاخص‌های کلیدی عملکرد در دسته‌بندی سئو محسوب می‌شوند.

 

تبلیغات

بسیاری از کسب و کارها با وجود استفاده از تبلیغات پولی به نتایج مطلوب نرسیده،اند، چرا که فراموش کرده‌اند سودآوری نرخ بازگشت به سرمایه خود را ارزیابی و بررسی کنند. تعدادی از KPI های تبلیغات را به مجموع شاخص‌های عملکردی مورد ازریابی‌تان اضافه و آنها را به صورت ماهاته بررسی کنید تا در حوزه تبلیغات عملکرد بهتری داشته باشید.

۲۳- لیدها و تبدیل‌های به دست آمده از تبلیغات پولی

تعداد لیدها و تبدیل‌هایی که از تبلیغات کلیکی به دست می‌آید را به عنوان درصدی از نتیجه کلی بررسی کنید. از این طریق می‌توانید دیدی کلی نسبت به عملکرد بازاریابی غیر پولی‌تان نیز به دست بیاورید.

 

تبلیغات دیجیتال مارکتینگ

 

۲۴- هزینه جذب مشتری و هزینه تبدیل  

با توجه به اینکه جلب مشتری و لید از طریق تبلیغات کلیکی می‌تواند هزینه‌بر باشد، اهمیت نظارت بر نرخ بازگشت سرمایه چندین برابر می‌شود. عدد هزینه تبدیل را با ارزش طول عمر مشتری خود مقایسه کنید تا ببینید آیا کمپین‌های شما در طولانی مدت سودآور است یا خیر؟

۲۵- نرخ کلیک در تبلیغات هزینه به ازای هر کلیک

این KPI تبلیغات دیدی کلی درباره اثربخشی کمپین‌های هزینه به ازای هر کلیک به شما می‌دهد. اگر نرخ کلیک شما پایین باشد به این معنی است که محتوای تبلیغ شما به اندازه کافی برای افراد جذاب نیست که بخواهند روی آن کلیک کنند.

 

شبکه‌های اجتماعی

تلاش‌هایی که در شبکه اجتماعی انجام می‌دهید باید روی دو ایده اصلی متمرکز باشد: ایجاد یک جامعه علاقه‌مند و تلاش برای تبدیل آنها به مشتری

۲۶- ترافیک‌های به دست آمده از شبکه‌های اجتماعی

این KPI شبکه اجتماعی را به عنوان درصدی از تمام بازدیدهایی که از پلتفرم‌های آنلاین کسب و کار شما می‌شود، بررسی کنید و به صورت ماهانه آن را زیرنظر داشته باشید تا ببینید کانال‌های مختلف چه مقدار ترافیک به سمت وبسایت شما وارد می‌کنند.

۲۷- تبدیل‌ها و لیدهایی به دست آمده از شبکه های اجتماعی

در حالی که بسیاری شبکه‌های اجتماعی را به عنوان کانال‌هایی برای آگاهی درباره برند در نظر می‌گیرند اما این شبکه‌ها می‌توانند به عنوان ابزاری برای تولید لیدهای سودمند نیز مورد استفاده قرار بگیرند. تعداد لیدها و تبدیل‌های ایجاد شده از شبکه‌های اجتماعی را بررسی کنید تا ببینید کارآمدی هر کدام از این کانال‌ها در تلاش‌های بازاریابی شما چقدر است؟

۲۸- نرخ تبدیل

برای اینکه بدانید لیدهای تولیدی از سوی شبکه‌های اجتماعی تا چه اندازه برای شما سودمند بوده‌اند، باید به سراغ بررسی تعداد لیدهای تولیدی که تبدیل به مشتری پرداخت کننده شده‌اند بروید. نرخ تبدیل به شما نشان می‌دهد که بازگشت سرمایه واقعی شما در بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر است.

۲۹- نرخ تعامل (Engagement Rate)

این شاخص شبکه‌های اجتماعی تعداد افرادی که به طور فعال با پست‌های شما ارتباط می‌گیرند را به خوبی نشان می‌دهد (از طریق به اشتراک گذاری، لایک کردن، کلیک کردن و غیره). این شاخص را به عنوان درصدی از تعداد کلی دنبال کننده‌هایتان در نظر بگیرید.

۳۰- منشن‌ها

هر چند وقت یک بار در شبکه‌های اجتماعی از برند شما صحبت می‌شود؟ روند ماهانه اظهارات مثبت و منفی را بررسی کنید تا بتوانید به ارزیبای تصویر برند خود بپردازید.

«تعداد مخاطبان مدیریت شده»، «نرخ بازگشت سرمایه در شبکه‌های اجتماعی» از دیگر KPI های دیجیتال مارکتینگ در حوزه شبکه‌های اجتماعی محسوب می‌شوند.

 

KPI بهترین روش ارزیابی موفقیت کسب و کار شما

می‌خواهید بدانید چه چیزی برای کسب و کار شما خوب است؟ این شاخص‌ها داستان کسب و کارتان را برای شما تعریف می‌کنند، تنها باید به خوبی به آنها گوش فرا بدهید. برای رسیدن به موفقیت باید روی KPI هایی تمرکز کنید که نه تنها نرخ بازگشت به سرمایه شما را افزایش می‌دهند بلکه رفتار مشتری و تجربه او را نیز بهبود می‌بخشند. مهم‌ترین چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که همواره از خود بپرسید آیا اعداد به دست آمده از شاخص‌های کلیدی عملکرد واقعا به بررسی اهداف مهمی می‌پردازند و می‌توانند در تصمیم‌گیری‌ها درباره اهداف‌تان به شما کمک کنند؟

البته این را هم باید بدانید که فرایند انتخاب درست KPI دیجیتال مارکتینگ، نیاز به تجربه اندوزی و امتحان دارد و در نخستین سعی تمام آن چیزی که می‌خواهید محقق نمی‌شود. ابزارها و تکنولوؤی‌های موجود در این زمینه را یاد بگیرید تا در آینده بتوانید به راحتی چالش‌های پیش رویتان را پشت سر بگذارید.

 



نظرات کاربران

نظر تازه ای ثبت کنید